فرض کنید که همین حالا ارائه سخنرانی خود را تمام کردهاید. با اینکه زمان کمی برای آماده شدن داشتید، فکر میکنید که سخنرانی شما دربارهی مسئلهای که عمیقا برایتان مهم است، هشیاری لازم را به مخاطبان داده است و آنها را تشویق کرده است تا دست به کار شوند و اقدامات لازم را صورت دهند. تصور میکنید نشان دادن عواقبی که عدم اقدام به موقعِ هیئت مدیره در پی خواهد داشت، به شدت کارساز بوده است و مطمئن هستید که احساساتتان کار خودشان را کردهاند.
اما بعد، یکی از همکاران مورد اعتمادتان به شما میگوید که برای انتقال پیام خود کاملا بر احساسات تمرکز داشتید. از آمار و ارقام خیلی کم برای پشتیبانی پیامتان استفاده کردید، اسلایدهایتان تا حدودی نامنظم بودند و تقریبا هیچ ریسکی را مورد تجزیه و تحلیل قرار ندادید.
به طور خلاصه، ارائهی شما کاملا بر تفکر خلاق و احساسات تکیه داشت و حقایق، جزئیات خاص و آمار و ارقام را نادیده میگرفت. همهی اینها بدین معناست که هیئت مدیره تمایلی به عملی ساختن پیشنهادهای شما نخواهد داشت.
همهی ما به صورت طبیعی به سبک فکری خاصی تمایل داریم. با این حال، کاملا تکیه کردن بر این سبک، میتواند نقاط ضعفمان را افشا کند و به تصمیم گیری های ضعیف و از دست رفتن فرصتها منجر شود.
در این مقاله، به مدل جامع مغزی هرمان نگاهی میاندازیم و بررسی میکنیم که چطور میتوانید از آن برای درک سبکهای فکری غالب و ضعیفتان استفاده کنید و با کمک آن روی نقاط قوت خود سرمایه گذاری کنید و خود را در بخشهای ضعیفتر، تقویت کنید.
در اواخر دههی ۷۰ ند هرمانِ ( Ned Herrmann) محقق و هنرمند، به ایدهی جالبی رسید. هرمان، ایدهی مدل نیمکره راست و چپ مغز را که توسط راجر اسپری (Roger Sperry) توسعه پیدا کرده بود با مدل مغزی پاول مکلین (Paul MacLean) ادغام کرد تا مدل جامع مغزی خودش را توسعه بدهد. او این مدل را در سال ۱۹۹۶ در کتابی تحت عنوان «The Whole Brain Business Book» منتشر کرد.
مدل جامع مغز، مدلهای قبلی را با هم ادغام میکند تا به صورت استعاری، مغزی کامل با چهار ربعِ دایره ایجاد کند. او اعتقاد دارد که تفکر خلاق به استفاده از تمامی این چهار ربعِ دایره بستگی دارد.
همچنین، این مدل بر این باور بنا شده است که هر کدام از ما سبک فکری متفاوتی داریم. به عنوان مثال، ممکن است از یک یا دو سبک فکری مختلف استفاده کنیم و دیگر ربعِ دایرهها را نادیده بگیریم. این کار قابلیتهای ما را به شدت محدود میکند.
مدل تمامی مغز در تصویر زیر نشان داده شده است:
حال اجازه بدهید تا نگاه دقیقتری به هر کدام از این سبکهای فکری بیندازیم:
این ربعدایره در سمت چپ بالای مدل واقع شده است و معرف تفکری تحلیلی است که بر منطق و حقایق تکیه دارد. زمانی که میخواهید تصمیمات منطقی بر مبنای اصول خاصی اتخاذ کنید، از این قسمت از مغز استفاده میکنید.
این سبک فکری همچنین به «نفس منطقی» نیز معروف است. فعالیتهایی که در این سبک فکری انجام میشوند شامل جمعآوری دادهها، تجزیه و تحلیل اطلاعات، قضاوت کردن در مورد موقعیتها، ایدهها یا حقایق و در کل استفاده از منطق هستند.
ربع دایرهی B در سمت چپ پایین مدل واقع شده است و معرف تفکر بسیار منظم و دقیق است. با این سبک فکری، شما بر روالهایی تکیه میکنید که کارها را با دقت و در زمان مشخص به پایان میرسانند.
بعضی از افراد این سبک فکری را «نفس محافظ» مینامند. فعالیتهایی که در این سبک فکری انجام میشوند، شامل فعالیتهایی هستند که بر جزئیات تکیه دارند، حل مسئله، نظم دادن و دنبال کردن دستورالعملها نیز جزئی از این مدل میشوند.
این ربع دایره که در سمت راست پایین مدل واقع شده است، بر همکاری و کار گروهی تمرکز دارد. افراد و احساساتشان بزرگترین داراییِ این سبک فکری به شمار میآیند. احساسات، حواس و معنویت نیز در این سبک از اهمیت برخوردارند.
گاهی به این سبک فکری «نفس احساسی» نیز گفته میشود. فعالیتهایی که در این سبک فکری وجود دارند شامل، گوش کردن، به دنبال معنی یا ارتباط گشتن و کارگروهی هستند.
ربع دایرهی D در سمت راست بالای مدل قرار گرفته است و سبکی خودجوش و غیرساختاری است. این سبک فکری، ماجراجوست و وقتی از آن استفاده میکنید، برای پذیرش خطر آماده هستید. اگر بر این سبک فکری تکیه میکنید، ممکن است به جای یک رویکرد، در آنِ واحد رویکردهای مختلفی به مشکل داشته باشید. همچنین ممکن است بر غرایزتان بیشتر از تجزیه و تحلیل منطقی تکیه کنید.
نام دیگر این سبک «سبک تجربی» است.
از جمله فعالیتهایی که در این سبک فکری وجود دارند، میتوان به آزمایش، نگاه کردن به تصویر کلی، به چالش کشیدن روالهای فعلی، حل مسئله به روش خلاقانه و به کارگیری ابتکار اشاره کرد.
نکته:
بعد از معرفی این مدل، هرمان تستی را برای بررسی سبک غالب فکری افراد ایجاد کرد. ۱۲۰ سؤالی که در این تست وجود دارند، مشخص میکنند که کدام یک از این سبکها در شما غالب هستند. شما میتوانید در دو سبک فکری غالب باشید (به عنوان مثال سبک تحلیلی و ترتیبی) و در دو سبک فکری ضعیف (مثل بینفردی و تخیلی).
بیشترین فایدهی مدل مغزی هرمان این است که شما را نسبت به سبک فکریتان آگاه میکند. سبک فکری غالب در ذهن شما، رفتارهایی را که ترجیح میدهید، مشخص میکنند و آنها هم به نوبهی خود علائق و نقاط قوتی را تعیین میکنند که بر نوع کار یا حرفهای که انتخاب میکنید تأثیر میگذارند.
وقتی سبک فکری غالب خود را پیدا کردید، متوجه خواهید شد که در کدام سبک ضعف دارید و انگیزه پیدا خواهید کرد تا روی نقاط ضعفتان کار کنید و قابلیتهای فکریتان را بهبود ببخشید.
نیازی نیست که بخواهید رویکرد فکری خود را به تعادل برسانید، اما باید سعی کنید تا آنجا که ممکن است از تمامی ربعِ دایرههای مغزتان استفاده کنید. هدف این مدل این است که به شما کمک کند تا سبکهای فکری را که در آنها ضعف دارید، تقویت کنید و فقط محدود به موقعیتهایی که در آنها توانایی دارید نشوید. مانند تست شخصیتی MBTI مایرز-بریگز، میتوانید از مدل جامع مغزی برای شناخت بهتر خود و رشد درونی استفاده کنید.
درک این سبکهای فکری به شما کمک میکند تا نقاط قوت و ضعف دیگران را نیز بهتر بشناسید و این امر باعث میشود که قابلیتهای رهبری تیمی در شما افزایش پیدا کند.
حتی بدون آزمون هرمان هم احتمالا میدانید که کدام سبکهای فکری را ترجیح میدهید و در کدامشان ضعیف هستید. وقتی نقاط ضعفتان را شناختید، میتوانید آنها را تقویت کنید تا بتوانید از تمامی ظرفیت مغز برای فکر کردن و حل مسائل استفاده کنید.
برای تقویت ربع دایرهی A از توسعهی مهارتهای تفکر انتقادی شروع کنید.
به عنوان مثال، زمانی از روز را به حل مسئله به صورت منطقی و تحلیلی اختصاص دهید. وقتی این کار را انجام میدهید، سعی کنید تا تفکر خلاق و حسیتان را با استفاده از بررسی تحلیلها و حقایق متعادل کنید. یا اینکه میتوانید گزارشی مالی یا گزارشی مرتبط با بودجه را بخوانید و سعی کنید آن را درک کنید.
همچنین با نگاه دقیق به اهداف کوتاه و بلندمدت خود میتوانید این سبک فکری را در خودتان تقویت کنید. اهداف کاری خود را برای فصل بعدی به وضوح مشخص کنید و اطمینان حاصل کنید که اهداف فردیتان بر این نوع تفکر تمرکز دارند.
برای اینکه بتوانید ربع دایرهی B را تقویت کنید، سعی کنید منظم تر شوید. منظم بودن یعنی محل کارتان، پروندهها و برنامههایتان را مرتب کنید. افرادی که در تفکر ترتیبی ضعیف هستند، به دلیل نداشتن مهارت مدیریت زمان، معمولا دیر میرسند و پروژهها را در موقع مقرر تمام نمیکنند.
با استفاده از فهرست کارهایی که باید انجام دهید یا روش مؤدبانه نه گفتن به درخواستهای بیاهمیت و با واگذاری بعضی از کارها به دیگران، در طول روز زمان بیشتری برای خود ایجاد کنید. سپس، رویکرد محافظهکارانهتر و متعادلتری به تصمیم گیری داشته باشید و قبل از اینکه تصمیم بگیرید، تمامی جنبههای مسئله را بررسی کنید.
اگر معمولا بر روش فکری C و D تکیه میکنید، احتمالا به راحتی نمیتوانید از دستورالعملها پیروی کنید. خودتان را مجبور کنید که در انجام پروژههایی که به شما سپرده شدهاند، چند بار با دقت دستورالعملها را مطالعه کنید. قبل از اینکه پروژهای را تأیید کنید، برای آخرین بار دستورالعملها را چک کنید تا مطمئن شوید که همهی آنها به دقت رعایت شدهاند.
برای اینکه تفکر ربع دایرهی C را در خود تقویت کنید، با وقتگذاشتن برای دیگران شروع کنید. به طور تصادفی مهربان بودن با همکاران را تمرین کنید، حتی با گوش کردن خیلی ساده به حرفهای آنها ثابت خواهید کرد که ارزش وقتگذاشتن را داشتهاند.
سپس، روی هوش هیجانی خود کار کنید. برای این کار میتوانید همدلی را در خود تقویت کنید و در مقابل دیگران تواضع نشان دهید. همچنین میتوانید به همکاری که در کارش عقب است کمک کنید یا در تصمیمگیریها با دیگران همکاری کنید.
همچنین، سعی کنید با همکاران و اعضای تیمتان بهصورت شخصیتر آشنا شوید. اگر میتوانید هر روز زمانی را به گفتگوی صمیمانه با فردی که خوب نمیشناسید اختصاص دهید.
برای توسعهی ربع دایرهی تفکر D، روی مهارت های خلاقانه خود کار کنید. به جای اینکه به مسائل رویکردی منطقی داشته باشید، به راه حلهای خلاقانهتر فکر کنید. از ابزارهای حل مسئله خلاقانه مانند طوفان فکری برای رسیدن به راه حلهای منحصر به فرد استفاده کنید. در هر روز، زمانی را به ایجاد ایدههای جدید و تفکر خلاق اختصاص دهید.
قوهی تخیل خود را به کار بیندازید و با استفاده از تصویرسازی، خودتان را در حالی که به اهدافتان رسیدهاید تصور کنید. همچنین میتوانید با استفاده از تخیلتان ایدههایی برای محصولات یا فرآیندهای جدید در سازمانتان ارائه دهید.
در آخر، در هنگام تصمیمگیریها و بررسی موقعیتها سعی کنید تا از غریزهی خود کمک بگیرید. البته، درست است که نباید تنها بر حستان تکیه داشته باشید، اما این کار به شما کمک میکند تا تصمیمات بهتری اتخاذ کنید.
انسانها ذاتا موجوداتی اجتماعی هستند. ما خواهان دوستیها و تعاملات مثبت هستیم، درست همانطور که نیازمند آب و غذاییم. پس عجیب نیست که هرچه روابطمان با دیگران سر کار بهتر باشد، خوشحالتر خواهیم بود و عملکرد بهتری خواهیم داشت. روابط خوب و سازنده منافع دیگری هم به همراه دارند: وقتی ارتباطمان با اطرافیانمان خوب باشد، از کارمان هم بیشتر لذت میبریم. دیگران با تغییراتی که میخواهیم ایجاد کنیم بیشتر موافقت و همکاری میکنند و در نتیجه خلاقیت و نوآوری ما نیز بیشتر می شود.
روابط خوب به ما آزادی عمل میدهند. به جای اینکه وقت و انرژیمان را روی حل مسائلی بگذاریم که در نتیجه ارتباطات منفی و غیر دوستانه به وجود آمده است، میتوانیم روی موقعیتها و فرصتهای خوبی که برایمان پیش میآید تمرکز کنیم. اگر بخواهید در کارتان پیشرفت کنید، به اینکه روابط کاری خوبی با همکارانتان بسازید، نیاز دارید. به هرحال اگر رئیستان به شما اعتماد نداشته باشد، احتمالش کم است که وقتی دنبال فردی مناسب برای یک سمت بالاتر میگردد، به شما هم فکر کند.
در مجموع، همهی ما دوست داریم با کسانی کار کنیم که با آنها خوب میجوشیم. علاوه بر همکاران، افراد دیگری نیز که در حلقهی شغلیمان هستند نیز اهمیت دارند. انواع مشتری ها، تامینکنندهها و ذینفعان کلیدی شرکت همه از ضروریات رسیدن به موفقیت هستند. بنابراین ایجاد و حفظ روابط دوستانه با آنها خیلی اهمیت دارد.
به نظر شما یک رابطهی خوب چیست و چگونه به وجود میآید؟
یک رابطهی خوب، سالم و موفق از چند ویژگی حاصل میشود:
درست است که باید سعی کنیم روابط خوب و نتیجهبخش را با همه افراد داشته باشیم ، اما بعضی افراد هستند که ارتباط با آنها از اهمیت بیشتری برخوردار است. برای مثال، روابط خوب با افراد ذینفع کلیدی در شرکتتان برای شما منافع زیادی به همراه خواهد داشت. اینها همان کسانی هستند که در شکست و پیروزی شما نقش تاثیرگذاری دارند. یک پیوند دوستانه با این افراد، به ادامهی شغل و پروژههایتان کمک زیادی میکند.
برای اینکه این افراد تاثیرگذار را بشناسید، میتوانید از تحلیل ذینفعان استفاده کنید. به این ترتیب که ابتدا به کمک روش طوفان فکری، لیستی از همهی کسانی تهیه کنید که بر کار شما تاثیر میگذارند، از آن تاثیر میپذیرند یا به نتایج کارتان علاقهمندند. در مرحله بعدی، این افراد را به ترتیب اهمیت مرتب کنید. برای راحتی در این کار، میتوانید نموداری رسم کنید که یک محور آن نشانگر میزان علاقه و توجهی فرد به کار شما و محور دیگر آن نمایانگر میزان نفوذ و تاثیر فرد بر کارتان باشد. با مشخص کردن درجهی اهمیت افراد به کمک این نمودار، سرانجام به لیستی میرسید که کلیدیترین افراد ذینفع را در خود گنجانده است. وقتی فهمیدید کلیدیترین افراد چه کسانی هستند، وقت آن است که اطلاعاتتان درباره آنها را بیشتر کرده و بخشی از زمانتان را به ارتباط با آنان اختصاص دهید.
گروه دیگری که بد نیست توجه بیشتری به آنها بکنید، مشتریها هستند. یادتان میآید آخرین بار هنگام برخورد با مشتری ناراضی، چه به شما گذشت؟ احتمالا تجربهی طاقتفرسا و چالشبرانگیزی بود. درست است که راضی نگه داشتن صد درصد مشتریان در هر روز، غیر ممکن است، اما اگر روابطتان با مشتریها مبتنی بر اعتماد و صداقت باشد، حداقل میتوانید مطمئن باشید که اگر کارها زیاد خوب پیش نرفت، لااقل آسیب جدی به رابطهیتان با مشتریان وارد نخواهد شد. علاوه بر این، داشتن روابط خوب با مشتریان میتواند باعث افزایش و پیشرفت شغلی شما گردد و زندگی باارزشتر و رضایتبخشتری را برایتان به ارمغان بیاورد.
خب، حالا که اهمیت این روابط را فهمیدیم، چه کارهایی میتوانیم بکنیم تا روابط بهتری در محل کار داشته باشیم؟ به موارد زیر توجه کنید:
روابط خوب با مهارتهای اجتماعی خوب شروع میشود. از آزمونهای سنجش مهارتهای اجتماعیتان استفاده کنید تا ببینید چقدر در مهارتهایی مانند همکاری در کارها، برقراری ارتباط و حل مناقشات توانایی دارید. این آزمون خودسنجی، ابزارهای لازم برای بهبود ضعفهایتان را هم به شما معرفی میکند.
آیا میدانید در روابطتان از دیگران چه طلب میکنید؟ آنها از شما چه میخواهند؟ درک این نیازها در بهتر کردن روابطتان تاثیرگذار است.
بخشی از روزتان را به خلق روابط با دیگران اختصاص دهید؛ حتی اگر تنها ۲۰ دقیقه در روز باشد. میتوانید این بیست دقیقه را به ۴ بخش پنج دقیقهای تقسیم کنید. مثلا میتوانید در این پنج دقیقهها به پستهای توییتر و لینکدین دیگران جواب دهید، وقت ناهار سری به همکارتان بزنید، یا از کسی دعوت کنید تا برای چند دقیقهی کوتاه صرف چایی به شما ملحق شود. چنین تعاملات کوتاهی به شما کمک میکنند تا آن روابط خوبی که میخواهید را پیریزی کنید؛ بخصوص اگر تعاملاتی رودررو باشند.
برای افزایش هوش هیجانی خود کمی وقت بگذارید. هوش هیجانی (EI) به توانایی شناسایی هیجانات خودمان و فهم پیامی که این هیجانات میخواهند به ما بدهند، گفته میشود. هوش هیجانی بالا میتواند در درک هیجانات و نیازهای دیگران هم به ما کمک کند.
هرگاه کسی به شما در کاری کمک میکند، قدردانیتان را نشان دهید. از رئیستان گرفته تا آبدارچی شرکت، همه دوست دارند احساس کنند که دیگران قدر کارشان را میدانند. پس وقتی اطرافیانتان کاری را خوب انجام میدهند، صمیمانه و بدون تصنع تحسینشان کنید. قدردانی راهگشای دیگری به سوی روابط کاری خوب است.
خوش بینی هم جذاب است و هم مسری، و در ایجاد روابط خوب با همکاران نیز کمکتان میکند. چه کسی خوشش میآید با افراد منفی گرا دوستی کند؟
مطمئن شوید که حد و مرزها را درست تعیین و مدیریت میکنید. همه دوست دارند در محل کارشان دوستی داشته باشند، اما بعضی وقتها ممکن است این دوستیها بر کار تاثیر بگذارند و تمام وقت کاریمان را به انحصار خودشان در بیاورند. نباید بگذاریم چنین اتفاقی بیفتد، باید نسبت به حد و مرز دوستیها هشیار باشیم، قاطعانه رفتار کنیم و بدانیم که چقدر از یک روز کاری را باید به تعاملات اجتماعی اختصاص دهیم.
غیبت کردن و تبازیهای محیط کار قاتلان روابط دوستانه در سر کار هستند. اگر با کسی در گروهتان به مشکل برخوردهاید، مستیقما با خود او در مورد مسئله حرف بزنید. غیبت کردن با بقیه همکارها در مورد شخصی خاص، فقط وضعیت را بغرنجتر میکند و بیاعتمادی و خصومت را هم بینتان پیش میآورد.
گوش دادن فعالانه، یعنی این که تمام تمرکزتان را بر طرف مقابل بگذارید. نه تنها به جملات او بلکه به احساس وی در باب موضوع هم توجه کنید، به مخاطبتان نشان دهید که حواستان به او هست و در موردش قضاوت نمیکنید. برای حرفهایتر شدن، میتوانید وقتی با مشتریها یا همکارانتان گفتگو میکنید، به تمرین این مهارت بپردازید. انسانها به کسانی که واقعا به حرفهای آنها گوش میدهند، بیشتر توجه کرده و دوستشان دارند. بیشتر از اینکه حرف بزنید گوش کنید؛ به این ترتیب دیگران شما را به عنوان کسی میبینند که میشود به او اعتماد کرد.
گاهی وقتها پیش میآید که مجبورید با آدمی کار کنید که زیاد از او خوشتان نمیآید. شاید هم کسی باشد که صرفا شخصیت و رفتارهایش برایتان قابل درک نیست. اما محض خاطر شغلتان، ضروری است که با این فرد هم یک رابطهی حرفهای داشته باشید. اگر چنین اتفاقی برایتان افتاد، تلاش کنید طرفتان را بیشتر بشناسید. احتمالش زیاد است که آن فرد هم خودش بداند که شما دوتا چندان با هم نمیجوشید. پس قدم اول را شما بردارید و روابطتان را با یک گفتگوی صادقانه یا حتی دعوت به ناهار بهبود ببخشید.
وقتی دارید با این همکار نه چندان دلچسب صحبت میکنید، سعی کنید زیاد حالت دفاعی به خود نگیرید. از گذشتهی او بپرسید، درباره علایقش بدانید و به داستان موفقیتهایش در گذشته گوش دهید. به جای اینکه مدام تفاوتهایتان با هم را شکار کنید، به دنبال چیزهایی بگردید که با هم به اشتراک دارید. یادتان باشد که لازم نیست همه رابطهها عالی و فوقالعاده باشند؛ اما حداقل میتوانید امیدوار باشید که شدنی هستند و ارزش امتحان کردن را دارند!
برتراند راسل میگوید:
زندگی خوب، زندگی شاد است. منظورم این نیست که برای شاد بودن باید حالتان خوب باشد. برای اینکه حالتان خوب باشد، باید شاد باشید!
هدیهدادن به خودمان، شکلهای مختلفی دارد. اغلبشان هم در لحظههای زندگی روزمره جاری است؛ مثلا هدیهٔ من به خودم این است که در حال نوشتن این مطلب، وقفهای کوتاه کنم، به صندلی تکیه دهم، نفس عمیقی بکشم و نگاهی به پنجره بیندازم. مثال دیگری میزنم: چند روز پیش، ذهنم بهشدت درگیر دوستی بود که خیلی مشتاق بودم در کارش موفق شود؛ بنابراین اینگونه به خودم پاداش دادم: رهاکردن ذهنم از توجه زیادی به چیزهایی که در اختیارم نیستند. قدردانی برای فرصت یادگیری از اطرافیانمان هم نوعی هدیه است.
قطعا در طول روز فرصتهای فراوانی برای دادن هدیهای ساده اما دلپذیر و تأثیرگذار به خودمان وجود دارد. مدام از خودتان بپرسید: الان چه میتوانم به خودم هدیه بدهم؟ از میان چیزهایی که توانایی تأمینشان را دارم، دلم چه میخواهد؟ سپس، برای انجام آن تلاش کنید.
با آگاهی از اینکه چه دل بزرگی دارید که مهربانیاش را اغلب نثار دیگران میکند، میتوانید خودتان را هم در دامنهٔ پرتو مهر این دل قرار دهید. بگذارید مهر و محبتتان نثار کسی شود که ارادهتان بیش از هر کسی بر او حاکم است و بنابراین، مهمترین وظیفهتان مراقبت از اوست.
خانمها عاشق هدیهگرفتن هستند. همانطور که گفتیم نیاز نیست صبر کنید تا کسی برایتان هدیه بخرد. شما فردی مستقل و توانمند هستید، پس این را در عمل نشان دهید.
شما زنی قدرتمند و مستقل هستید. ممکن است شاغل باشید و یا ممکن است مادر باشید و مراقبت از کودک را بر عهده بگیرید. شما سخت تلاش میکنید و شایسته قدردانی هستید. توانایی جواهرآلات موردعلاقهتان احساس توانمندی به شما میدهد. چیزی گرانقیمت اما ماندگار به شما قدرت، حس استقلال و شایستگی میدهد.
اغلب پسانداز میکنید تا برای عزیزانتان هدیه ب؛ اما مهمترین فرد زندگیتان را فراموش میکنید: خودتان. البته که هدیهدادن به عزیزان کار خوبی است، اما خودتان را از قلم نیندازید. گاهبهگاه چیزی را که واقعا دلتان میخواهد برای خودتان ب. این راهی است برای نشاندادن اینکه به خودتان عشق میورزید.
بهترین هدیه تکنولوژی تا ۷۰۰ هزار تومان
وقتی برای دیگران هدیه می، معمولا بودجه خاصی مدنظرتان است. اما وقتی پای خودتان در میان باشد، میتوانید سر کیسه را کمی شل کنید! چه اشکالی دارد؟ شما سلیقهٔ خوبی دارید و کیفیت برایتان مهم است. این چیزی نیست که مایهٔ خجالت باشد. پس کمی ولخرجی کنید.
چه حسی دارید وقتی مادرشوهرتان سراغ پیراهنی را میگیرد که سال پیش برایتان ه و شما هیچوقت نپوشیدهاید؟! تقریبا غیرممکن است به کسی که هدیهای به شما داده، بگویید از هدیهاش خوشتان نمیآید. وقتی هدیه از طرف خودتان باشد، همان چیزی است که دوست دارید. اگر هم مد یا سلیقهتان تغییر کرد، میتوانید آن را به دیگران بدهید، بید یا با هدیهای نو جایگزین کنید.
هدیه باعث افزایش شادی و اعتماد به نفس میشود. حتی پاداشهای کوچک مانند دستهگل یا پیام تشکر، ارزش کارهای خوب را دوچندان و گذر از سرخوردگیهای روزمره را سادهتر میکند. اگر چنین چیزهای کوچکی مایهٔ دلگرمیتان است، تصور کنید انگشتر طلا چه میکند!
طلا و جواهر ارزان نیستند، اما سرمایهگذاری اقتصادی و عاطفی به شمار میروند. تصور کنید در پایان هفتهای ناخوشایند که هیچ چیزی حالتان را خوب نمیکند، یک جفت گوشوارهٔ ریزهمیزهٔ موردعلاقهتان چقدر میتواند شما را دلخوش کند.
توضیحی وجود ندارد! شما شایسته بهترینها هستید. هر روز باید بدرخشید. نیازی نیست صبر کنید تا دیگران این را به شما نشان دهند.
اما ترفندهای تاییدشدهی علمی این مقاله به شما کمک میکند تا وقتی نگرانیها از راه میرسند اسیرشان نشوید و آرامتر بمانید.
موفقیت در کار و کسب درآمد کافی، بهخصوص با بالارفتن سن و پیشآمدن بازنشستگی، موضوع اصلی نگرانیهای ن است. چنین نگرانیهایی در ن عمیق تر از مردان بروز میکند که البته این تفاوت منحصر به موضوع کار و پول نیست. رویهمرفته،طبق گزارش انجمن اضطراب و افسردگی آمریکا، تشخیص اختلال اضطراب در ن دو برابر مردان اتفاق میافتند.
این تفاوت دور از ذهن نیست چرا که، طبق گفتهی جنیفر شنون (Jennifer Shannon)، یک رواندرمانگر فعال در کالیفرنیا: «ن اغلب گمان میکنند باید در تمام زمینههای زندگی خود درست به مرکز هدف بزنند و اگر نتوانند، فکر میکنند به نحوی شکست خوردهاند. ن تمایل دارند که عالی باشند، هرگز سر فرزندانشان داد نزنند، خانه را تمیز نگه دارند، بیشتر از دخل خرج نکنند و در ملاقاتها اثر خوبی روی دیگران بگذارند.» درنهایت زنها مسئولیت همه را روی دوش خود میبینند.
خبر خوب اینکه ۵۷٪ ن شرکتکننده در نظرسنجی گفتند از درمیان گذاشتن اضطراب خود با متخصصین شرمی نداشتهاند، و۶۴٪ پاسخدهندگان از این کار رضایت داشتند. حالا چطور باید بفهمیم که لازم است با یک متخصص دیدار کنیم؟ پاسخ شنین این است: «زمانی که علائم اضطراب در زندگی روزمره شما اختلال ایجاد کرد.» اگر بهمدت دوماه یا بیشتر است که هر هفته حداقل سه روز دچار بی خوابی میشوید یا هر هفته حمله پانیک را تجربه میکنید زمان مراجعه به متخصص است. پزشک ممکن است به شما توصیه کند به مشاور مراجعه کنید تا مشخص شود به جلسات منظم روان درمانی نیاز دارید یا مصرف دارو.
اگر پیش از خواب ذهنتان آشفته باشد، چنین تحریکی به خواب رفتن را دشوار میکند. طبق تحقیق دانشگاه برکلی، کمبود خواب نواحیای از مغز را تحریک میکند که به تحلیل احساسات و نگرانی فزاینده مرتبط است. چرخهی معیوبی که زندگی و سلامتتان را تخریب میکند. قابل ذکر است که نیمی از ن شرکتکننده در نظرسنجی معمولا کمتر از ۷ ساعت میخوابند، که میزان مطلوبی نیست.
اگر میخواهید خوب بخوابید، به روال روزانهتان دوباره فکر کنید. هر روز زمانی را به نوشتن نگرانیهایتان و اختصاص راههایی برای ادارهی آنها اختصاص دهید. با این روش مسائلی که آزارتان میدهند کمتر مزاحم افکار شبانهتان خواهند شد. اگر ساعت ۳ صبح افکاری آشفته نمیگذارند دوباره بخوابید، کاغذ و قلمی کنار تخت داشته باشید و افکارتان را یادداشت کنید. حواستان باشد که قرار نیست با گوشی این کار را کنید چون نور صفحهی گوشی خواب را بیشتر از سرتان میپراند.
هشتاد درصد ن گفتهاند که یائسگی باعث اضطراب آنها شده است. هورمون استروژن در تنظیم خلق و خو، تنظیم خواب، و احساس کلی سلامتی و راحتی شما نقش دارد. سطح این هورمون در پیشیائسگی شروع به بالا و پایین رفتن میکند. حتی اگر پیشازاین روحیه آرامتری داشتید، تحقیقات نشان میدهد در دورهی پیشیائسگی و بعد از آن نسبت به اضطراب آسیبپذیرتر خواهید بود.
علاوه بر اختلال هورمونی، گرگرفتگی میتواند در خواب اختلال ایجاد کند و مصیبت تازهای به بار بیاورد. دراینمورد چه باید کرد؟ شاید دکتر پیشنهاد کند هورمون درمانی، مثلا کنترلکنندههای بارداری با دز پایین، را امتحان کنید که میتوانند نوسان هورمونی را تعدیل کنند. علاوهبراین، کمی مراقبت عاشقانه و باملاحظه را به خودتان تقدیم کنید و زمانی که احساس خوشایندی ندارید از کارها و عوامل استرس زا دوری کنید.
۶۱ درصد از ن شرکتکننده گزارش دادند که به حمله پانیک دچار میشوند. این حمله احساس ناگهانی و مقاومتناپذیر از ترس است که با تپش قلب، عرق کردن، لرزش، تنگی نفس و اطمینان از اینکه اتفاق بدی قرار است رخ بدهد همراه است.
ادنا فائو، دارای دکترای روانشناسی و مدیر مرکز درمان و مطالعات اضطراب در دانشگاه پنسیلوانیا میگوید: اگر احساس میکنید در شرف یک حملهی پانیک هستید، سعی کنید بهآرامی یا در کیسهای کاغذی تنفس کنید. او می گوید اگر نمیتوانید مانع حملهی پانیک بشوید، اشکالی ندارد که بگذارید اتفاق بیافتند. این حملات خواهند گذشت – حملات پانیک معمولا کمتر از ۱۰ دقیقه طول میکشند.
اما ازآنجاکه فشار مداوم اضطراب میتواند بر روی بدن و ذهنتان تاثیر بگذارد، بسیار مهم است که راههایی برای ادارهی علائم اضطراب پیدا کنید. ما آنها را با شما به اشتراک میگذاریم:
دلیلی دارد که متخصصان این کار را توصیه میکنند. تنفس عمیق اکسیژنرسانی به مغز را افزایش میدهد. این تکنیک را از دکتر فائو داشته باشید: دمی عمیق داشته باشید و در حالیکه تا ۴ میشمرید به خود بگویید «آرام باش»، سپس بازدم را بیرون بدهید. این کار را بهمدت یک دقیقه، یا اگر اسیر ترافیک شدهاید طولانیتر، انجام بدهید.
دقیقا منظورمان همین بود. دکتر جین لاو تامپسون، روان درمانگر از فلوریدا میگوید: «تماس انسانی باعث ترشح هورمون اندروفین میشود که در زندگیمان به اندازهی کافی دریافت نمیکنیم.» اگر دوست یا همسرتان کنارتان نیست دکتر تامپسون روشی را به شما پیشنهاد میکند که به تنهایی قابل انجام است: «ساعدهایتان را از بالا به پایین بمالید، سپس بازوانتان را به دور خودتان بپیچید و فشار دهید.»
زمزمهی آهنگین نه تنها به ذهن تمرکز میبخشد بلکه ضربان قلب و فشار خون را کاهش میدهد، که هر دو اینها هنگام اضطراب افزایش پیدا میکنند. خواندن موجب تحریک عصب واگ میشود که به تنظیم خلق کمک میکند. نمیدانید چه چیزی را بخوانید؟ ترانههای دوران کودکی یا ترانههایی که دوست دارید هر دو میتوانند اثربخش باشند.
تامپسون میگوید: «در میان سیل پیامها، خبرهای شبکه های اجتماعی، سریالهای درانتظار برای دیدهشدن و پادکستهای درانتظار برای شنیدهشدن احساس برانگیختگی بیش از اندازه متداول است.» برای اینکه میزان شوید گوشیتان را خاموش کنید، در حیاط خلوت بنشینید و به اطراف نگاه کنید. او میگوید: «وقتی به آسمان، خورشید و درختان نگاه کنید، مشکلاتتان پیش چشم شما کوچکتر جلوه میکنند.»
احساسات اضطرابآور هم میگذرند. تسلیم شدن و آرامش داشتن در میانهی اضطراب تا زمانی که بهطورطبیعی تمام شود کمککننده است. زمانی که تحت فشارید به جای اینکه فکر کنید حتما باید از آن خلاص شوید، به این فکر کنید که میتوانید با تجربهی این حس همین حالا کنار بیایید.
آنچه آزارتان میدهد را بنویسید، سپس از خود سؤال کنید احتمال اینکه چنین اتفاقی بیفتد چقدرا ست؟ چه شواهدی دارم که دلالت بر رخداد آن میکنند؟ چه کاری از من برمیآید؟ فائو میگوید: «با اینکار خیلی زود میفهمید که همه چیز مرتب میشود، دلیلی برای هراس وجود ندارد و قرار نیست کنترل اوضاع از دستتان خارج شود.»
۴۴ درصد ن گفتهاند که در هنگام اضطراب تلویزیون میبینند. متخصصان معتقدند که کمی فرار از واقعیت های زندگی با رفتن به سراغ تلویزیون اشکالی ندارد. اما اخبار استرس آفرین را زیاد دنبال نکنید و آنچه شما را آرام میکند ببینید. همچنین، پشتسرهم به تماشای فیلم و سریال ننشینید زیرا مطالعات نشان میدهد مانع خوابتان میشود.
۴۱ درصد از ن گفتهاند که به سراغ غذا میروند. متخصصان معتقدند که باید در این عادت تجدیدنظر کنید. غذاهای پرچرب و شیرین میتوانند توجه شما را از استرس منحرف و مرکز پاداش مغزتان را روشن کنند، اما منجر به افزایش و سپس افت قند خون میشوند که اتفاق خوشایندی در هنگام درگیری با اضطراب نیست. بنابراین با هوس شیرینی بجنگید و تا حد ممکن به سراغ غذاهای سالم بروید.
۳۳ درصد ن میگویند که در مواجهه با اضطراب ورزش میکنند. متخصصان این کار را انتخابی هوشمندانه میدانند. مثلا یوگا میتواند سیستم اعصاب را آرام کند، که بخشی از آن به تمرکزی است که این تمرینات روی تنفس دارند. علاقهای به یوگا ندارید؟ برای اینکه آرام شوید،کمی قدم بزنید. محققان هاروارد کشف کردهاند که حتی ۲۰ دقیقه پیاده روی میتواند ذهن را خالی کند و هورمون استرس را کاهش بدهد.
۳۳ درصد ن گفتهاند که هنگام اضطراب، انزوا و تنهایی را ترجیح میدهند. متخصصان معتقدند: اگر مضطربید فاصله گرفتن از آدمهایی که احساس خوبی به شما نمیدهند هوشمندانه است. اما ارتباط با افراد مثبت اندیش میتواند به مدیریت اضطراب کمک کند. انسانها برای ارتباط ساخته شدهاند. اگر درگیرید از دوستی بخواهید برای یک گفتوگو به شما سر بزند.
۳۱ درصد ن گفتهاند در مواجهه با اضطراب کتاب یا مجله میخوانند. متخصصان معتقدند خواندن متنی خوب افکارتان را به جایی جدید میبرد، یعنی دقیقا جایی که هنگام اضطراب میخواهید باشید. این کار برای متوقف ساختن افکار درونی اضطرابآور راهکاری عالی است.
۳۳ درصد از ن گفتهاند برای غلبه بر اضطراب به نوشتن افکار و مشاهدات یا انجام سایر کارهای خلاقانه روی میآورند. متخصصان معتقدند صرف زمان روی فعالیتهای هنرمندانه به بیرون ریختن آنچه در ذهنتان میگذرد کمک میکند. سعی کنید در یک کلاس منظم نامنویسی کنید، مثلا سفالگری یا نویسندگی، تا بهصورت منظم خود را در محیطی مبتکرانه قرار دهید.
شما بهعنوان یک زن، برای رسیدن به آرامش و دور شدن از اضطراب و نگرانیهایتان چه میکنید؟ آیا تجربه متفاوتی دارید که نتیجهبخش بوده باشد و بخواهید آن را با ما درمیان بگذارید؟ منتظر کامنت های شما هستیم.
هدردادن پول و ولخرجیکردن، بسیار آسان است! خیلی وقتها اصلا متوجه نمیشویم که پولهایمان چطور خرج میشود و موجودی حساب بانکیمان آب میرود! ولی با کمی اندیشه و تدبیر و توجه بیشتر به نحوهٔ خرجکردن و پس انداز کردن بهراحتی میتوانیم از هدررفتن پولهایمان جلوگیری کنیم تا برای روزهای دشواری که ممکن است در آینده در پیش داشته باشیم، مبلغی را پسانداز کنیم. اگر شما نیز از آن دسته افرادی هستید که میخواهید از هدردادن پولهایتان دست بردارید و اقتصادیتر عمل کنید، میتوانید راههایی را که در این مقاله معرفی کردهایم، امتحان کنید.
این کار در فهرست مهمترین اولویتهای اغلب افراد قرار ندارد؛ ولی باید یکی از مهمترین کارهایی باشد که انجام میدهید. چون با بررسی مسائل مالیتان میتوانید از هدررفتن مبالغ زیادی از پول جلوگیری کنید. مواردی که باید بررسی کنید شامل حسابهای بانکی، بیمهٔ بازنشستگی و نرخهای بیمه است.
اگر در جایی شاغل هستید که بیمهٔ درمانی و بازنشستگی از مزایای آن است، حق انتخابی ندارید و باید از خدمات بیمهای استفاده کنید که کارفرما یا رئیس شرکت برای کارکنان در نظر گرفته است. ولی اگر شغل آزاد داشته باشید یا در جایی مشغول کار باشید که فاقد بیمهٔ بازنشستگی است، میتوانید از طرحهای بیمهٔ بازنشستگیِ ارائهشده از سوی شرکتهای گوناگون بیمه بهره بگیرید. بهرهگیری از این طرحها و سرمایه گذاری در آنها نسبت به نگهداشتن پول در حسابهای پسانداز یا سرمایهگذاری معمولی مزیتهای بیشتری دارد. تحقیق کنید و شرکت بیمهای را انتخاب کنید که بهترین شرایط ممکن را دارد. اگر در جایی استخدام نشدهاید، باز هم میتوانید از مزیتهای چنین حسابهایی برخوردار شوید. با مشاور مالی درمورد این مسئله صحبت کنید یا کمی تحقیق کنید.
اگر در زمینههای گوناگون سرمایهگذاری کردهاید، آیا ترکیب انواع سرمایهگذاریهایتان منطقی است؟ آیا هزینههایی که میپردازید معقول است؟
اگر پولهای شما بیشتر از هزینهها و مخارج چند ماه آینده است، مقداری از آن را در سرمایهگذاریهایی هزینه کنید که ریسک بالاتری دارند؛ ولی از سوی دیگر بازده بالقوهٔ آنها نیز بالاتر است. البته باید تمام شرایط این حسابها را بررسی کنید؛ زیرا در بسیاری از حسابهایی که سود بالاتری پرداخت میکنند، ملزم هستید که ماندهٔ حساب را در سطح مشخصی نگه دارید (باید این مبالغ را پسانداز اجباری (Enforced Saving) در نظر بگیرید).
میتوانید با برنامه ریزی و داشتنِ رویکردی منظم در خرجکردن پولهایتان، از حسابهای سرمایهگذاریای استفاده کنید که نرخ بازدهی بالاتری دارند؛ بهجای اینکه پساندازتان را در جایی سرمایهگذاری کنید که سود بسیار کمی به آن تعلق میگیرد و با هزینهها و کارمزدهایی که باید بپردازید بهتدریج ماندهٔ حسابتان آب میرود و کاهش مییابد. با مراجعه به وبسایت بانک خود از نرخهای سود آن آگاه شوید. اگر بانک دیگری وجود دارد که نرخ سود آن بالاتر است و برای سرمایهگذاری شرایط بسیار بهتری دارد، پولهای خود را در آن بانک سرمایهگذاری کنید. نترسید و بهراحتی برای بستن حساب و تغییر بانک خود اقدام کنید و به مدیر بانک فعلیتان بگویید که بهخاطر شرایط سرمایهگذاری بهتر بانک خود را تغییر میدهید.
احتمال اینکه بهترین بیمه را انتخاب نکرده باشید، بسیار زیاد است؛ چون بیشتر مردم ترجیح میدهند که سالها از خدمات یک شرکت بیمه استفاده کنند و به خود زحمت تحقیق درمورد سایر بیمهها و تغییر شرکت بیمه را نمیدهند. ولی اگر کمی وقت بگذارید و درمورد بیمههای موجود در بازار تحقیق کنید، ممکن است که در هزینههای زیادی صرفهجویی کنید و پول زیادی را پسانداز کنید.
پرداختکردن هزینهٔ بیشتر کالاها و خدمات با پول نقد موجب میشود که حساب پولهایی را که خرج میکنید، نگه دارید. سعی کنید با پول نقد هزینهٔ چیزهایی را که می، پرداخت کنید. پرداخت پول نقد موجب میشود که بهتر بتوانید حساب هزینههایتان را نگه دارید و وقتی از حساب بانکی خود استفاده میکنید، گاهی بدون اینکه متوجه شوید موجودی حسابتان به پایان میرسد.
آیا برای دریافت خدمات و کالاهایی ثبتنام کردهاید که بدون آنها نیز میتوانید زندگی کنید؟ لزومی ندارد که عضویت در باشگاهی را حفظ کنید که دیگر از آن استفاده نمیکنید یا فایده و مزیتی برایتان ندارد. تمام عضویتهایی را که برایشان مبلغی پرداخت میکنید، مانند عضویت در وبسایتها، خدمات ارائهٔ اطلاعات، رومهها، ورزشگاه، انجمنها و… را بررسی کنید و به این فکر کنید که آیا بیشترین بهرهٔ ممکن را از آنها میبرید یا فقط به پرداخت حق عضویت آنها عادت کردهاید و اصلا فراموش کردهاید که از آنها استفاده کنید. اگر مدتی برای مسافرت یا کار سفر میکنید و از خانه دور هستید، بعضی از عضویتها و اشتراکهای خود را تعلیق کنید تا وقتی به خانه برگشتید و زمان آزاد کافی برای بهرهگیری از آنها را داشتید، دوباره آنها را فعال کنید.
بهویژه درمورد ثبتنام برای خدماتی دقت کنید که «فقط فلان مبلغ در ماه» برایتان هزینه دارند! چون پس از ثبتنام در چند مورد از آنها، هزینهٔ حق عضویت آنها روی هم انباشته میشود و مبلغ چشمگیری خواهد شد. در بسیاری از موارد، ممکن است که بهراحتی آنها را فراموش کنید و اصلا یادتان برود که برای این عضویتها و اشتراکها پول پرداخت میکنید. میتوانید برای نگهداشتن حساب پولهایی که برای این عضویتها پرداخت کردهاید، از کارت بانکیتان استفاده کنید؛ چه در حال استفاده از آن خدمات باشید و چه نباشید. در پاسخدادن به این پرسش که آیا این عضویتها و اشتراکها واقعا کیفیت زندگیتان را بالا بردهاند یا نیازهای حرفهایتان را برطرف کردهاند، با خودتان صادق باشید؛ بهویژه درمورد اشتراکهای آنلاین.
در مقابل تلاشهایی که برای بازگرداندن شما انجام میشود، مقاومت کنید و قوی باشید. وقتی وارد فهرست ایمیل خیریهها، مجلهها و… میشوید، دیگر شما را رها نمیکنند و پیدرپی برایتان پیام ارسال میکنند. ولی باید در برابر این تلاشها مقاومت کنید و به خودتان یادآوری کنید که عضویت در آنها چه هزینههایی را برای شما ایجاد کرده بود.
بهراحتی میتوانید بهصورت دورهای به خیریهای کمک کنید که امتیازهای بالایی را از سازمانهای مستقل دریافت کرده است و به درخواست شما برای خارجکردن نامتان از فهرست ایمیلی که درخواستهای مالی دریافت میکنند، احترام میگذارد و فقط رسید پرداختهایتان را ارسال میکند. شاید چند هفته طول بکشد تا ارسال این ایمیلها متوقف شود؛ زیرا معمولا ایمیلهای انبوه بهدلایل اقتصادی از پیش آماده میشوند. خیریههای فراوانی وجود دارد و مجبور نیستید یک خیریهٔ خاص را انتخاب کنید. خیریهای را برگزینید که برای کسانی که به موسسهٔ خیریه کمک میکنند و تمایلی به دریافت ایمیلهای درخواست مالی ندارند، این امکان را فراهم میکنند که دریافت این ایمیلها را لغو کنند؛ نه خیریههایی که با درخواستهای کمک مالی مکرر، فشار زیادی به شما وارد میکنند و موجب میشوند که از آن مؤسسه فراری شوید.
اگر از عضویت ورزشگاه خود استفاده نمیکنید، روشهای بدون هزینهای را برای ورزشکردن پیدا کنید. برای نمونه، میتوانید مسیر خانه تا محل کار را با دوچرخه طی کنید؛ هر روز پیاده روی کنید یا آخر هفتهها با دوستان یا خانواده به کوهنوردی و گردش در طبیعت بروید. با بهرهگیری از این روشها هزینههای مربوط به خودرو نیز کاهش مییابد.
گاهی نیازی نیست که عضویت خود را بهطور کامل لغو کنید و فقط باید سطح عضویت و خدماتی را که دریافت میکنید، کاهش دهید. برای نمونه، اگر برای بهرهبرداری از مجموعهٔ کاملی از امکانات یا شبکهٔ کاملی از مکانها حق عضویت میپردازید، ولی فقط به استفاده از یک مکان یا یکی از امکانات نیاز دارید، ببینید آیا راهی وجود دارد که سطح عضویت خود را کاهش دهید و در نتیجه پول کمتری بپردازید.
شاید بدون فکر و تفریحی کردن، برایتان جذاب باشد؛ ولی اگر هر چیزی را که در دسترستان قرار دارد یا برای عرضه شده است ب، این رفتار بهسرعت به عادت بدی تبدیل میشود. درمورد فعالیت یا ورزشی که قبلا انجام ندادهاید یا مدل لباسی که تابهحال نپوشیدهاید، یا چیزی که پیشتر هرگز آن را امتحان نکردهاید، بیشتر از موارد دیگر محتاط باشید. بهتر است بهجای ، به خانه بروید و کمی درمورد آن تحقیق و فکر کنید.
از خودتان بپرسید آیا واقعا به آن نیاز دارید و آیا میتوانید پول لازم را برای آن بپردازید. حتی اگر پول کافی برای آن دارید، اگر واقعا به آن نیاز نداشته باشید، از نیروی ارادهتان بهره بگیرید و از هزینههای غیرضروری پرهیز کنید و بهجای چیزی که لازم ندارید، پول خود را در جایی سرمایهگذاری کنید. در این شرایط به خودتان بگویید: «من واقعا به آن نیازی ندارم! پس باید آن را سر جایش بگذارم!»
به خودتان یادآوری کنید که برای زیبا و جذابشدن، به لباسهای نو نیاز ندارید و لازم نیست لباسهایی را بپوشید که با سبک زندگیتان تناسبی ندارند. میتوانید سراغ لباسهای قبلیتان بروید و اگر کهنه نشدهاند و هنوز قابلاستفاده هستند، آنها را بپوشید. اگر این لباسها زیبا و مناسب نبودند، هرگز آنها را نمیید، حتی اگر از مُد افتاده باشند و دیگر کسی لباسهایی مانند آنها نپوشد.
فراموش نکنید که اگر چیزی در ویژه ارائه میشود و تخفیف خورده است، به این معنا نیست که حتما باید آن را ب. نباید چیزی را که واقعا نیازی به آن ندارید، فقط بهدلیل تخفیف و قیمت پایینتر ب.
با کالاهایی که استفاده نمیشوند و در نهایت مجبور میشوید آنها را دور بریزید، فقط پولتان را هدر میدهید و مثل این است که پولهایتان را دور بریزید. اگر خانوادهٔ بزرگی دارید و میدانید کالاهایی که بهصورت عمده هاید، پیش از تاریخ انقضایشان مصرف میشوند و ضروری هستند، عمده معاملهٔ بسیار خوبی است. اگر با یک یا چند خانوادهٔ دیگر اقلامی را که هاید، تقسیم کنید، کردن بهصورت عمده میتواند روش بسیار خوبی برای صرفهجویی در هزینهها باشد؛ وگرنه اقلام را در مقادیر کمتر و بر اساس میزان نیازتان اری کنید. این مسئله بهویژه درمورد مواد غذایی، لوازم آرایشی و سایر اقلامی که تاریخ انقضای مشخصی دارند، اهمیت زیادی دارد. فراموش نکنید که حتی ن و مصرفکردن مقدار زیادی از چیزهایی که خیلی دوست دارید هم میتواند موجب شود که از آنها دلزده شوید.
در کالاهایی که بهصورت «بستهبندیشده» یا «دستهای» عرضه میشوند، محتاط باشید. در زمان امضای قرارداد تلفنی، قرارداد اجارهٔ خودرو یا هرچیز مشابه دیگری مراقب باشید؛ چون ممکن است که در نوشتههای زیر قرارداد (Fine Print) هزینهها، مالیات و جریمههای دیرکردی مشخص شده باشد که در تبلیغات و معرفی آن خدمات اشارهای به آنها نشده است. این ترفندی پنهانی و زیرکانه و متأسفانه قانونی برای گرفتن پول شماست. بنابراین پیش از امضاکردن هر قرارداد، ابتدا همهٔ قسمتهای آن را بهدقت بخوانید.
هرگز مجذوب کالاهای رایگانی که همراه تان دریافت میکنید، نشوید. اگر دریافت رایگان اقلامی که همراه کالای اریشده به شما میدهند، واقعا معاملهٔ خوبی است، چرا بهجای اضافهکردن کالاهایی غیرضروری که نیازی به آنها ندارید، مبلغی را از قیمت کالای موردنظرتان کسر نمیکنند و به شما تخفیف نمیدهند؟
بسیاری از افراد در خواروبار و مواد غذایی احساسی عمل میکنند و گاهی کالاهایی را میخرند که نیازی به آنها ندارند. ولی مواد غذایی و خواروبار از آن حوزههایی است که در آن میتوانید در خرجکردن پولهایتان صرفهجویی کنید و همزمان از تجربهٔ و زندگی خوب لذت ببرید. میتوانید برای داشتن ی خوب، روشهای زیر را بیازمایید.
بدون فهرستی از کالاهای موردنیاز مانند این است که پولهایتان را دور بریزید؛ چون وسوسه میشوید چیزهایی ب که واقعا نیازی ندارید. همیشه برگهای را روی یخچال بچسبانید و هر زمان چیزی تمام شد، روی آن بنویسید و پیش از رفتن به ، آن لیست را بردارید و براساس آن کنید. فهرستی از غذاهایی را که میخواهید در روزهای هفته تهیه کنید، بنویسید و بر اساس این فهرست اقلام موردنیازتان را اری کنید. به این فهرست پایبند باشید و فقط در یک یا دو مورد به خودتان اجازه دهید که اقلام اضافهای را ب که در این فهرست نیستند و آنها ضرورتی ندارد. حتما بهوش باشید که این ولخرجیهای خارج از برنامه تنها در موارد خاص و ویژه اتفاق بیفتند!
ِ انواع گوناگونی از مواد غذاییِ تازه مزیتهای فراوانی دارد. مواد غذایی تازه مزهٔ بهتری دارند؛ بهسرعت مصرف میشوند. با این مواد غذایی بهصورت منظم میتوانید انواع مختلفی از خوراکیهای گوناگون را امتحان کنید و از خوردن خوراکیهایی که مختص هر فصل هستند، لذت ببرید. این خوراکیها را میتوانید در گاههای محبوبتان بهصورت ویژه و با تخفیف اری کنید.
فقط زمانی کالاهای دارای برند تجاری را ب که تفاوتی میان آنها و کالاهای بدون برند وجود داشته باشد و کیفیت آنها نسبت به نمونههای بدون برند بالاتر باشد؛ یا زمانی که این کالاها تخفیف بالایی داشته باشند و قیمت آنها با کالاهای بدون برند و معمولی یکسان باشد. بیشتر اقلام عمومی و بدون برند در همان مکانهایی تولید میشوند که محصولات دارای نام تجاری در آنها تولید میشوند و فقط از دلرباییهای تبلیغاتی و بازاریابی کالاهای دارای برند برخوردار نیستند. درمورد داروها نیز تلاش کنید بهجای داروهای تجاری، داروهای ژنریک را اری کنید. (داروهای تجاری مختص یک برند و تولیدکنندهٔ خاص هستند و بنابراین قیمت بالاتری دارند؛ ولی هر تولیدکنندهای میتواند داروهای ژنریک را تولید و عرضه کند و بنابراین قیمت این داروها پایینتر است.) با پزشک خود م کنید و چنانچه تفاوتی میان این داروها وجود ندارد، از داروهای ژنریک استفاده کنید. درمورد محصولات خارجی و ایرانی هم به همین شکل است، فقط به کیفیت و کاربرد آن بسنده کنید نه برند معروفتر و قیمت بالاتر.
با مواد غذایی در زمان گرسنگی، اقلامی را در سبد تان قرار میدهید که بیشتر از چیزهایی است که واقعا نیاز دارید.
گردکردن قیمت هریک از اقلام آسانترین راه است (یعنی برای نمونه، اگر کالایی را ۹۵۰۰ تومان هاید، قیمت آن را در ذهنتان ۱۰ هزار تومان حساب کنید). گردکردن قیمتها موجب میشود که هزینههای نهایی در ذهنتان بیشتر از مقدار واقعی آنها باشد که البته چیز خوبی است؛ چون موجب میشود که در هزینهها صرفهجویی کنید و پول کمتری بپردازید.
این گاهها نیز همان اقلام را عرضه میکنند و فقط ویترین و نمای آنها زرقوبرق کمتری دارد. بهعلاوه وقتی بهصورت عمده میکنید، دیگر مجبور نیستید که برای بارها به گاهها بروید. البته باید مراقب کالاهای فاسدشدنی باشید و بهتر است میوههایی را ب که دیرتر خراب میشوند (مانند سیب و پرتقال) و گوشت اضافهٔ اریشده را در فریزر نگهداری کنید.
حتما در محل زندگی شما مراکز و امکانات فراوانی وجود دارد که با بهرهگیری از آنها میتوانید در هزینههای خود صرفهجویی کنید؛ بهرهگیری از مکانها و امکاناتی مانند کتابخانهها، استخرهای عمومی، ورزشگاههای دولتی و… هزینههایتان را به میزان چشمگیری کاهش خواهد داد.
با عضویت در کتابخانهٔ محل زندگی خود میتوانید کتابهای دلخواهتان را امانت بگیرید و با پرداخت حق عضویت اندکی، کتابهای فراوانی را بهطور رایگان امانت بگیرید و مطالعه کنید. اگر ترجیح میدهید که از منابع آنلاین استفاده کنید، بهراحتی میتوانید از خدمات وبسایتها و سرویسهایی استفاده کنید که کتابهای الکترونیک را بهصورت رایگان یا با هزینههای اندک در اختیار کاربران قرار میدهند. به این ترتیب برای خواندن کتاب محبوبتان دیگر لازم نیست که حتی از خانه بیرون بروید!
اگر بهدلیل شلوغبودن استخرهای عمومی از آنها استفاده نمیکنید، میتوانید در زمانهای خاصی مانند ساعتهای اولیهٔ کار استخر یا آخر وقتها که استخر خلوتتر است به استخر بروید یا اگر فکر میکنید آب استخر آلوده است و به همین دلیل تمایلی به استفاده از استخرهای عمومی ندارید، میتوانید درمورد تمیزی و پاکیزگی آب استخر با کارکنان آن صحبت کنید و از آنها بخواهید که مشکل را برطرف کنند یا به استخرهای دیگری که تمیزتر و بهداشتیتر هستند، مراجعه کنید. با مقایسهٔ هزینههای ساخت و نگهداری استخر در منزل و قیمت بلیت استخر متوجه میشوید که بهرهگیری از استخرهای عمومی بسیار کمهزینهتر است. برای کاهش هزینههایتان میتوانید بلیت استخر را در تعداد بالا و با قیمت پایینتری ب یا از تخفیفهایی که برای استخرها ارائه میشود، استفاده کنید.
با این کار میتوانید از تاریخچه و گذشتهٔ محلی که در آن زندگی میکنید، باخبر شوید. میتوانید در برنامههای پیادهروی صبحگاهی شرکت کنید که معمولا در روزهای تعطیل برگزار میشود یا در گروههایی عضو شوید که با جمعکردن مبلغی با یکدیگر برای پیادهروی و گردش به طبیعت میروند.
میتوانید با بهرهبرداری از نرمافزارهای رایگان بهجای نسخههای پولی، در نرمافزارهای رایانهای صرفهجویی کنید. همچنین میتوانید با بهرهگیری از منابع آموزشی آنلاین، در کتابهای آموزشی صرفهجویی کنید.
وقتی خانه را ترک میکنید، درجهٔ بخاری را کم کنید؛ ترموستات (دستگاه تنظیم گرما) را در سطحی مناسب و راحت که زیاد گرم نباشد نگه دارید؛ چراغهایی را که لازم ندارید خاموش کنید و با سرعت پایین رانندگی کنید تا از مصرف زیاد سوخت و استهلاک خودروی خود جلوگیری کنید.
قبل از دنیاگیری کرونا، رهبران و مدیران سازمانها بهدنبال تقویت خلاقیت، رقابتپذیری، مدیریت درآمدها و سهم بیشتر از بازار بودند؛ اما امروز، اغلب آنها درگیر مدیریت هزینهها و حفظ دارایی خود هستند. در شرایط جدید، از یک سو بسیاری از آنها با مشکلات اجرایی مانند کمبود نیرو، برهمخوردن زنجیره تأمین کالا و خدمات و کاهش مواجه هستند؛ از سوی دیگر همین رهبران و اعضای گروهها باید نگران حفظ سلامتی خود و اطرافیانشان نیز باشند و با چالشهای دورکاری دستوپنجه نرم کنند. مجموعه این چالشها، نگرش و روش تصمیم گیری مدیران و رهبران را بهشدت تحتتأثیر قرار میدهد.
تغییر رویکردها و انتخاب راهبردهای جدید آسان نیست. رهبران سازمانها و مدیران کسب و کارهای کوچک و بزرگ با چالشهایی مواجهند که قبلا سابقه نداشته است. بدیهی است که در چنین شرایطی نیاز به آموزشهای سریع و مؤثر مدیریت بحران و بقای سازمان، ضروری است. در ادامه، چهار رفتار مهم و اثرگذاری را معرفی میکنیم که به مدیران، توانایی سازگاری با تغییر و تحولهای جدید را میدهد:
تصمیمگیری از مهمترین ویژگیهای رهبران موفق است؛ اما تصمیمگیری همواره در شرایط مطلوبی انجام نمیشود. در زمان بحران، مانند همهگیری کرونا شرایط بهسرعت تغییر میکند. پس لازم است رهبران و مدیران سازمانها سرعت تصمیمگیری خود را زیاد کنند. رهبرانی در این دوران موفقاند که بتوانند بهسرعت اطلاعات شرایط پیشآمده را پردازش کنند و بهموقع تصمیمات لازم را بگیرند. گفتن این حرف از انجام آن راحتتر است. هرچه سازمان بزرگتر باشد، پیچیدگی سطح تصمیمگیری هم بیشتر است؛ درنتیجه گرفتن تصمیمات فوری سختتر میشود. در چنین وضعی توصیههای زیر شاید راهگشا باشد:
رهبران قوی، در شرایط بحرانی، از بیاطلاعی و ندانستن ترسی ندارند؛ بلکه همه تلاش خود را میکنند تا به حداکثر اطلاعات منابع مختلف دسترسی پیدا کنند. همچنین، آنها از کمک متخصصان برونسازمانی برای سازگارشدن با شرایط جدید بهره میبرند. رفتارهای زیر قدرت سازگاری شما و سازمانتان را بیشتر میکند:
رهبران مقتدر در شرایط مدیریت بحران پا پیش میگذارند و تلاش میکنند مسئله را مدیریت کنند. آنها گروه خود را سازگار میکنند، معیارهای جدیدی را وضع و فرهنگ مسئولیت پذیری و پاسخگویی را ارتقا میدهند.
برای گمنشدن در طوفان بحران، کارهای زیر را انجام دهید:
در دوران بحران، هیچ کاری مهمتر از مراقبت از گروه خود نیست. رهبران تأثیرگذار، در این دوران، حواسشان به شرایط و حواس پرتی های اعضای گروه هست. بااینحال تلاش میکنند که راههای جدیدی برای انگیزه دادن و اثربخشی گروه پیدا کنند. همچنین اهداف جدید را برای اعضا بهطور مشخص و واضح بیان میکنند. اهمیت این موضوع این است که بحرانهای خارج از سازمان مانند دنیاگیری کرونا گرچه یک بحران سلامتی محسوب میشوند، منجر به بروز بحران مالی هم شدهاند. فهماندن اهداف و اولویتهای جدید به اعضا منجر به هماهنگی بهتر برای عبور از این شرایط پراسترس میشود.
شما و گروه مدیران سازمان با انجام رفتارهای زیر، به اعضا کمک میکنید:
درباره این سایت